محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
257
خلاصة الحكمة ( فارسى )
امّا بيان آن مفصّلتر : [ تشريحِ « باب » ] : بدان كه « باب » ، اوّلًا منقسم مىشود طرف غاير آن در تجويف كبد به پنج قسم ؛ براى آن كه زوايد اطراف كبد پنجاند تا آن كه باشد براى هر زايده [ اش ] يك قسم على حده . و منشعب مىگردد ، تا آن كه مىآيد به اطرافِ محدّبِ كبد و مىگذرد از آن و مىآيد به سوى مراره و وَجه . و اين شعبهها مانند بيخ درخت روييدهاند كه از غور زمين بر مىآيند . امّا طرفى كه به جانب مقعّر آن است : پس آن چنان كه جدا مىگردد از كبد ، منقسم به هشت قسم مىگردد : دو قسم از آنها صغيراند ، و شش قسم ، كبيرِ عظيم پس : ى يكى از آن دو صغير : متّصل به معا اثنى عشرى مىگردد ، براى جذب غذا از آن . و گاه منشعب مىگردد از آن شعبههايى و متفرّق مىگردد در جرم لحمِ رخوِ مسمّى به « انقراس » . و انقراس - به فتح اوّل و سكون نون و كسر قاف و فتح را و الف و سين مهملتين - كه گوشت رخوى است در اطراف جداول كه مستند و تكيه نمودهاند بر آنها عروق ضوارب و غير ضوارب و تزاحم و اجتماع نمودهاند آن جا . قسم دوم : متفرّق مىگردد در اسافل معده و نزد معا بواب - كه بر قسم سافل معده واقع است - براى اخذ غذا . امّا شش قسم باقي ؛ پس : يكى از آنها مىآيد به جانب سطح معده براى تغذيهء ظاهر آن ؛ زيرا كه باطن معده ملاقى غذاى اوّلى است كه در آن است و تغذيه از آن مىيابد . و قسم دوم ، مىآيد به ناحيهء طحال براى تغذيهء آن و منشعب مىگردد از آن پيش از رسيدن به طحال به شعبى چند [ كه ] ؛ براى تغذيهء جرم « انقراسِ » مذكور از اصفى چيزى كه نفوذ كرده است در آن به سوى طحال . پس متّصل مىگردد به طحال . و به اتّصال آن به طحال ، بر مىگردد از آن ، چند شعبهء صالح وافى و منقسم مىگردد در جانب چپ معده براى تغذيه آن .